گواهی‌نامه بیشعوری: علمی-آموزشی

مقدمه

نخستین کلمه‌ای که انسان نخستین بر زبان راند( چو بی) به معنای بی‌شعور که در روز شکار آهوی بهاره از سوی یک نیزه‌دار به یک کماندار گفته‌شد (ر.ک دایره المعارف آکسفوردینا، ۱۳۸۸: الف). اکنون چه این دعوی بزرگ علمی را مقبول بدانیم و چه ندانیم، بی‌شعور مهم‌ترین و تکامل یافته‌ترین واژه در دنیای پر هرج و مرج امروزی است.

بدنه

بی شعوری
جلد کتاب بی‌شعوری

از زمانیکه خاویر کمنت کتاب خود “بی‌شعوری” را منتشر کرده‌است، زمان بسیاری نمی‌گذرد. این کتاب گرچه توانست در مدّت بسیار کوتاهی امتیاز بیش‌ترین فروش را به‌دست آورد، امّا به سرعت از پیش چشم خریداران در سراسر دنیا حذف شد؛ و امروزه به صورت قاچاق غیر قانونی دانلودی می‌توان بدان دسترسی یافت.

امّا اگر گمان می‌کنید، کمنت نخستین کسی است که درباره بی‌‌شعوری کتاب نوشته است، سخت در اشتباهید. پندنامه‌ها و نصیحت‌نامه‌ها آشکارترین نمود بی‌شعوری نویسنده و مخاطب هستند. نویسنده آن قدر بی‌شعور بوده که مخاطب را بی‌شعورتر از خور فرض کرده و برایش نصیحت نامه نوشته‌است و گمان کرده با این کار او را صاحب شعور خواهد کرد. در واقع همان گونه که شاعر سُروده است:

برو فکر خود باش ای بی‌شعور....که صاحب شعورت کند بی‌شعور 

هیچ شعورمندی نمی‌تواند دیگران را صاحب شعور کند، بلکه فقط می‌تواند او را به بی‌شعوری خود آگاه کند. اگر پندنامه‌ها و نصیحت‌نامه‌ها نمی‌تواند شما را به قِدمت پژوهش بی‌شعوری خشنود کند، آنگاه چاره‌ای نیست جز این که داستان ” بوعلی و گاو” را به یاد بیاورید، و به خاطر بیاوریم که بوعلی‌سینا با چه بی‌شعوری رو به رو بوده است. (تازه به سامانیان ارادت ویژه دارم). مورد بعدی هم فردوسی و محمود غزنوی و بعدی بیهقی و مسعود غزنوی و هزاران هزار مثال دیگر در مورد بی‌شعوری می‌توان زد.

من نخستین بار کلمه بی‌شعور را در متن کتاب تحقیق ماللهند ابو ریحان بیرونی یافتم. جاییکه خطاب به بزرگ‌ترین سیاستمدار دوران خویش می‌نویسد:

و من هم المحمود الغزنوی و لا شعور لهم و له الخاصه.

بیرونی، ابوریحان.(۱۳۲۶). تحقیق ماللهند. بمبئی. چاپ سنگی. چاپخانه مستر ادوارد.

گرچه محقّقان بزرگی همچون “مینوی، عاشوری، زرّین‌کوب و یغمایی” این واژه را به معنای شعر و سروده ترجمه کرده، نتیجه گرفته‌اند که خاندان غزنوی بهره‌ای از شعر و شاعری نداشت. امّا من گمان می‌کنم منظور همان بی‌شعوری خودمان است با همین معنای امروزی.

پس از او این واژه بارها و بارها تِکرار و تَکرار شده‌است. آشکارترین نمود این واژه به صورت کاملاً مشخص را هم از قضا سلطان دیگری در دوره و زمانه ما دارد. جایی که می‌فرمود:

اون ….. رو لولو برد.

بریزید اون جایی که

( بی نام)و (بی‌نشان).در اینترنت بگردید.

این‌ها البتّه بی‌ادبی نیست، بلکه بی‌شعوری است.

نمود در زمانی-هم زمانی

و از قضای روزگار تیره و فلک خیر ندیده، چون روزگار سلطنت فرزندان سامان خدات به آخر خواست شد، سلطانی غزنویان راست شد. سبکتگین، کار آنها را سبک ساخت و پسرشان بعد ذلک بر خاک انداخت. و شعر و شعور در آنان مخلد نه. و این خاندان پربغض و کینه، به کینه ساختن برخاستند و من هم الحمود

(همان: ۱۳۲۶: ؟)

کتاب خاویر کمنت

با این حال این شخص خاویر کمنت است که کتاب بی‌شعوری را نگاشت.

آیا از اینکه همسایه‌تان زباله‌هایش را در جوی آب می‌ریزد عصبانی هستید؟ آیا تا به حال پیش آمده که در اداره‌ای برای گرفتن یک امضا روزها و ساعت‌ها در آمدوشد باشید؟ آیا احساس می‌کنید برخوردهای رئیس‌تان با شما توهین‌آمیز است؟ آیا با شنیدن حرف‌های سیاست‌مداران دچار رعشه و ناسزاگویی می‌شوید؟ هیچ دلتان خواسته یک صندلی را بر فرق پزشکی بکوبید که بدون آنکه اجازه بدهد در مورد بیماری‌تان توضیحی بدهید شروع به نوشتن نسخه کرده است؟ آیا از دیدن مجری‌های تلویزیون عصبی می‌شوید؟ آیا وسوسه خفه‌کردن فامیل‌هایی که دائما مشغول فضولی و نصیحت و بزرگ‌تری‌اند، زیاد به سراغتان می‌آید؟ با همکاران از زیرِ کار دررو و زیرآب‌زن زیاد دست به یقه می‌شوید؟ آیا هر هفته دوستانی به سراغتان می‌آیند که بخواهند شما را به فعالیت تجاری یا آیین جدیدی دعوت یا دست‌کم چاگرایتان را باز کنند؟ رابطه‌تان با همسرتان چطور است؟ به فکر جداشدن از او هستید یا آن‌قدر شرور است که حتی جرئت جداشدن از او را هم ندارید؟

مقدمه جلد اول

نتیجه

اگر کتاب را نخوانده‌اید نگران نباشید. با شرکت در ارزیابی بی‌شعوری که از این کتاب اخذ شده می‌توانید به میزان بی‌شعوری خود پی ببرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *